تبليغاتX
طنز کده
آنچه آدمی می جوید در جستجوی آدمیست.
 

به نام یکتای بی همتای مهربان

 

آوای دلتنگی :

می گویم تا باور کنی ؛ برای بودنم تمام بودن ها را باور کردم. خسته بودم و دلگیر از زمانه و از زمانه بریده  بودم از همه...

از خود؛  از خودی که بیگانه بود با من !

دلتنگ بودم از دل؛  دلی که بی اجازه ی من پرواز را تجربه می کرد.

بهانه های کوچکم برای خوشبختی از یاد رفته بود. خنده هایم دور ؛ بغض هایم نزدیک...

فاصله ام با خود کهکشانی بود ؛ بی انتها .

فاصله ای که بی حساب اوج می گرفت و بی رقیب عمیق می شد.

برای گریستنم تنها نگاهی کافی بود.

تنها سکوت بس بود ؛ برای گم شدنم در میان خاطرات و تکرار بی وقفه ی غصه ها.

صدایت کردم به رسم بندگی ، به رسم عاشقی.

در اولین سحر. در اولین دقایق میمهانی ات

صدایت کردم که باورم کنی . که ببینی ام.

که یادت نرود روزهاست چشم انتظارم

صدایت کردم تا شاید در دل شب ، صدایم را از پس ازدحام روزهایم بشنوی.

می دانستم که هستی ! می دانستم که اولین کلامم را شنیده بودی وقتی که هنوز کلامی نبود برای گفتن.

می دانستم چون همیشه تمام نگفته هایم ، تمام آوای های دلتنگی ام را شنیده ای.

در ماه مهمانی ات به مهمانی دلم رفتم.

وقتی که همه رهایم می کردند ، تو پناه اول و آخرم بودی .

صدایم کردی و این انتهای تاریکی ها بود. رها شدم از خستگی .

بندها را گسستم و با بهانه ههای تو خندیدم.

دلتنگی ام رنگ تو گرفت.

به یاد آوردم تا رسیدن به تو تنها یک قدم باقیست.

حالا بی تاب می شوم برای لحظه های ناب دعا...

حالا تمام دنیای من میان دو" الله اکبر"ت جا می گیرد.

با منادی عشق تو تا نهایت خوشبختی می روم.

و یقیین دارم که برای اوج گرفتنم پر پروازم تویی.

یقیین دارم که رد پای تو نه در این ماه که در تمام روزها و شب ها و لحظه هایم جاریست.

جاری مثل زندگی.

 

 

 

 

 

آبی تر از آرامشی تو                            در من هوای خواهشی تو

ای نازنین با من بیا                              تا فصل پیوستن بیا

تعبیر خوب خواب من شو                      در خلوت روشن بیا

تا فرصت گفتن بیا                                تفسیر عشق ناب من شو

آبی تر از آرامشی تو                             در من هوای خواهشی تو

با من بیا ای نازنین                               ای یاور خلوت نشین

ای صادق ای عاشق ترینم                     ای یادگار قصه ها

ای با اصالت ای رها                              ای تکیه گاه آخرینم

ای نازنین وقتی زمین                            مجنون را از یاد برد

در کوچه های سرد شب،                      لیلای ما را باد برد

وقتی شکست آئینه ها                         از بغض تلخ کینه ها

شیرین ما را یک خزان ،                         از سینه ی فرهاد برد

 

 

 

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در سه شنبه 3 مهر1386 و ساعت 4:25 بعد از ظهر |
يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب  

يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
 

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در شنبه 3 شهریور1386 و ساعت 5:35 بعد از ظهر |
                        زن زندگی شما کدومه ؟ oh go on

زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!

زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!

زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!

زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!

زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!

زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!

زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنينtime out - New!
، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين

بابا شوخی کردم .. خانوما ناراحت نشن

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 6:44 بعد از ظهر |
sms های توپ ....

آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

یه ضرب المثل چینی میگه حرفای دخترا روباور نکن حرفای پسرا رو اصلا گوش نکن.

یک نصیحت بشنو از من کاندرآن نبود غرض :
 گر خواهی که نبینند رفیقان هنرت را بر خیز و بکش سیفون بالای سرت را

مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر...........

 

حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی !!! 

 

سلام،میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره

قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه.... آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم.... تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم...... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....ا ين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه.... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه..... اين ياهو کاشکي .....همين جوري بمونه

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!!!!!

دعاي خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛ اما قدرت نده که مي زنم لهش مي کنم

 

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم
نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم
 چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن
دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

اين همه خوني که دنيا در دل ما مي کند
 جاي ما هر کس که باشد ترک دنيا مي کند
هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم
 تا که فردا مي رسد امروز و فردا مي کنم

آرامش در زندگی بهترین چیزه پس بیا به آرامش فکر کنیم به عشق به زندگی به بهشت به زیبایی به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

یه ضرب المثل چینی میگه حرفای دخترا روباور نکن حرفای پسرا رو اصلا گوش نکن.

یک نصیحت بشنو از من کاندرآن نبود غرض :
 گر خواهی که نبینند رفیقان هنرت را بر خیز و بکش سیفون بالای سرت را

مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر...........

 

حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی !!! 

 

سلام،میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره

قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه.... آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم.... تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم...... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....ا ين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه.... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه..... اين ياهو کاشکي .....همين جوري بمونه

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!!!!!

دعاي خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛ اما قدرت نده که مي زنم لهش مي کنم

 

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم
نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم
 چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن
دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

اين همه خوني که دنيا در دل ما مي کند
 جاي ما هر کس که باشد ترک دنيا مي کند
هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم
 تا که فردا مي رسد امروز و فردا
نمکنم


+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 11:32 قبل از ظهر |

oh go onشاخص ترین ويژگي های پسرهاي ايرانيfeeling beat up

1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

2-تا يه دختر خوشکل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

3-چشمك جزو تيك عصبيشونه.

4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.

6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه.

7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

 

 

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در شنبه 20 مرداد1386 و ساعت 12:0 بعد از ظهر |

شوهر پیدا کردن دخترا در سنین مختلف !

این مطلب پیوست مطلی قبلی (ویژگی های پسرا) میباشد که باعث خشم angry پسرای خوش تیپ شده بود.

دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه yawn

دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.sick

دختر 32 ساله : کم کم داره بوی ترشی می یاد big grin دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه sleepy

دختر 42 ساله : تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید ) drooling یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه rolling on the floor

  دختر 52 ساله : او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته cowboy

دختر 72 ساله : تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن big grin ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشهwhistling peace sign

 

 از تمام دخترهای گل به خاطر فوش ها و دری وری هایی که پس از خواندن این مطلب یرام میفرستند صمیمانه از قبل تمام تشکر را دارم

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت 9:51 قبل از ظهر |

مشخصات پسر خوب

http://salijoon.org

 

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد

يک پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"

يک پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يک پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون Smiley

يک پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته

يک پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه

يک پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده

يک پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني

يک پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد

يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود

يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند

يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود

يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري) Smiley

يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند

يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر
عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد

يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند

يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 100 سالگي خود باشد

يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند Smiley

يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسي قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد

يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد

يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند

يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد

يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند

يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي 2) وزارت بهداشت 3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد

يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند

يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد

يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر
خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند

يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . .
SmileySmiley

 

 

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 7:41 بعد از ظهر |
            ویژگیهای پسران باکلاس

 

                   

                                  یک: برداشتن ابرو به مقدار کاف

دو: کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار

سه: بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا

چهار: نگرفتن ناخن های انگشتان دست

پنج: بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی

شش: گوش دادن موسیقی بدون کلام

هفت: نوشیدن نوشابه های انرزی زا

هشت: اظهار

نه: عدم تمایل به ازدواج

ده: تظاهر به عصبی بودن

و...

(تمامی این مطالب به طنز و شوخی بود)

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در پنجشنبه 11 مرداد1386 و ساعت 4:15 بعد از ظهر |
             روش با کلاس شدن

 

سعي كنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد كنيد

داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است

براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد

مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است

هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد

اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد

مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند

در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد

و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف و.....

يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد

هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد

هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد

به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد

هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد

در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در دوشنبه 8 مرداد1386 و ساعت 11:27 قبل از ظهر |

سير تکامل آقا پسرها

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

سير تکامل دختر خانمها

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

 

+ نوشته شده توسط ظهیر اعظمی در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 12:24 بعد از ظهر |